السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
414
تفسير الميزان ( فارسي )
و در آيه مورد بحث سوگند به آسمانى ياد شده كه به وسيله برجها محفوظ مىشود ، و مناسبت اين سوگند با قصه اى كه به زودى بدان اشاره مىكند ، و با وعده و وعيدى كه مىدهد بر كسى پوشيده نماند ، و ما به زودى به اين مناسبت اشاره مىكنيم . * ( « وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ » ) * اين جمله عطف است بر كلمه « السماء » ، يعنى سوگند به آسمان داراى برجها ، و « سوگند به روز موعود » كه منظور از آن روز قيامتى است كه خداى تعالى وعده داده در آن روز ميان بندگانش داورى كند . * ( « وَشاهِدٍ وَمَشْهُودٍ » ) * اين دو كلمه نيز عطف بر « سماء » است ، و همه اين مذكورات سوگند بعد از سوگند است بر مطلبى كه مىخواهد در اين سوره بيان كند ، و آن - همانطور كه اشاره كرديم - تهديد شديد است به كسانى كه مؤمنين را فريب مىدهند و يا شكنجه مىكنند كه چرا ايمان آوردهايد ، و نيز وعده جميلى است به كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح مىكنند . پس گويا فرموده : سوگند مىخورم به آسمان داراى بروج كه شيطانها به وسيله آن رانده مىشوند ، كه خدا كيد شيطانها و اولياى كافرشان را از ايمان مؤمنين دفع مىكند ، و سوگند مىخورم به روز موعودى كه هر انسانى به جزاى اعمالش مىرسد ، و سوگند مىخورم به شاهدى كه اعمال اين كفار را و رفتارشان با مؤمنين را مىبينند ، و سوگند مىخورم به آينده مشهودى كه همه آن را به زودى خواهند ديد كه آن افرادى كه مؤمنين را اذيت مىكنند چنين و چنان مىشوند ، تا آخر دو آيه . از اينجا روشن مىگردد كه شهادت در دو كلمه « شاهد » و « مشهود » به يك معنا است ، و آن عبارت است از حاضر بودن و به چشم خود ديدن ، نه به معناى اقامه شهادت ، براى اينكه اگر به آن معنا مىبود جا داشت بفرمايد : « و مشهود عليه » چون شهادت به اين معنا حتما بايد با حرف على متعدى شود . بنا بر اين ، كلمه « شاهد » قابل انطباق است بر رسول خدا ( ص ) ، براى اينكه آن جناب امروز شاهد اعمال امت است ، و فرداى قيامت بدانچه ديده شهادت مىدهد . و كلمه « مشهود » هم قابل انطباق است با شكنجه اى كه كفار به اين مؤمنين مىدادند ، و وضعى كه در آخرت به خود مىگيرند ، و يا به عبارتى جزاى آن رفتار ، و يا به عبارتى ديگر آنچه در روز قيامت براى اين ظالمان و مظلومان رخ مىدهد ، چه ثواب و چه عقاب . و بنا بر اين احتمال نكره آمدن اين دو كلمه به منظور تعظيم بوده و خواسته است